خرید بک لینک

# غزل کرونا #

نگران، خلقِ تو یارب همه ماتم دارند

مردمِ روی زمین بیشترین غم دارند

اندرین دهکده گویا که قیامت برپاست

که فرار، اهلِ ممالک ، دگر از هم دارند

به بزرگیِ خودت در گذر از تقصیرات

که همه چشم امیدی به تو اعظم دارند

سرِ هر کشته ، حزین، مرثیه می خوانَد دل

نگر این دلشدگان را که چه عالم دارند

دلِ ما پیشِ همانهاست که سرگردانند

نه صدایی، نه به هر بازدمی دَم دارند

کرونا سوژه ی طنز است به جمعی دادا

غافل از رنجِ کسانی که نَفَس کم دارند

*

بیست و پنجم اسفندماه 1398 هجری شمسی

تبریز – سروده ی : دادا بیلوردی # #Dada Bilverdi

غزل# در ارتباط با بلا#ی جهانی کرونا# ( انتشار ویروس کرونا # در جهان و رنجیده خاطر شدن بشر در کره ی زمین )

برچسب: نویسنده: هستی رفیعی تاريخ: چهارشنبه 28 اسفند 1398 ساعت: 2:00

صفحه بندی