شما چطو.ر؟

من خسته از زمین و زمانم ، شما چطور؟
آغوشِ غم ، شبیه ِ کمانم، شما چطور ؟
دیگر تکان نمیخورد این پای تشنه ام
دستی شکسته کوزه ی جانم، شما چطور؟
دیشب به جانِ خود، همه دشمن نموده ام
از اینکه سخت طالب ِ نانم، شما چطور؟
گاهی خوشم به قهوه و یک چای میوه ای
گاهی به آب هم نگرانم ، شما چطور؟
دیگر شبیه ِ مرده سر ِ سفره می روم
تنها به چشم ِ ساده جوانم، شما چطور؟
اصلاً دلی به فکرت ِ دادا نمی تپد
از نو اسیر ِ خطّ و زبانم، شما چطور؟
*
#غزل_دادا_بیلوردی
#Dada_Bilverdi
#غزلهای_دادا
#شعردادا
#غزل
#دنیا_غم
#خسته
#شعر
#تبریز
#دادا
#بیلوردی
#بلویردی
#شاعر
#رسالت_شاعری
#شعر
#قهوه
#آب
#نگران
#سفره
#تشنه
#کوزه
#کمان
#اسیر_زمانه
برچسب:
نویسنده: هستی رفیعی