
*
امشب به سیّدالشهدا گریه می کنم
من هم کنار اهل عزا گریه می کنم
حق را شکسته اند و وفا را بریده اند،
بر اهل حقّ و اهل وفا گریه می کنم
کشتند خنده را به لب جوی چَشم ها،
از حد گذشت ظلم و جفا گریه می کنم
مانند شمع شعله به دل می زنم غریب
مانند نی به شور و نوا گریه می کنم
من عاشقم شکسته دلی سینه سوخته
دانی چگونه یا که چرا گریه می کنم؟!
ارباب من حسین و خدایم خدای اوست
در راه عشق مثل گدا گریه می کنم
چون نوع عشق و حزن خدا فرق می کند
سوزان به حالت عرفا گریه می کنم
جسمم به مسجد است و روانم به کربلاست
اکنون به دشت کرب و بلا گریه می کنم
بیگانه نیست آه که خون خداست این
دادا برای خون خدا گریه می کنم
*
دادا بیلوردی – پانزده شهریور 1398
برچسب:
نویسنده: هستی رفیعی